تو عادت می کنی یک روز
به هرچیزی که می بینی
به هر شخصی که ناچارا
کنارش سرد میشینی
تو عادت می کنی یک روز
به روزایی که می گندن
به این اوضاع سردرگم
به این بی وقفه دل کندن
قناعت می کنی کم کم به هر لبخند بی رنگی
خطوط دفترت پرمیشه از تکلیف دلتنگی
یه وقتایی پراز بغضی
نمیدونی برای چی
یه وقتی هم دلت تنگه
نمیدونی برای کی
من اون روزا رو می بینم
که شعراتو نمی خونی
نگاهت خیره تر میشه
از آینده پشیمونی
نه می خندی نه غمگینی
غرورت از تو شاکی نیس
من اون روزا رو می بینم
در این آینده شکی نیس
تو عادت می کنی یک روز.......


